تبليغاتX
َفریاد بی صدا

 
شــهــاب تـيــام از دردســـرای ويـدوی "دخـتـر کابـلـی" و زيـر و خـم های آلـبـومـش " يک (One) " ميگه، و می خنده! شهاب جان خوبی؟

قربان شما.

اسم آلبومت "يک" هستش، چرا اين اسم رو انتخاب کردی؟

روی اين آلبوم به خاطر اينکه شماره يک بشه، خيلی کار شده. تک تک آهنگ ها رو چند دفعه با شهياد عزيز مرور و تنظيمات اونها رو عوض کرديم. همچنين به خاطر اينکه اين آلبوم اولين تجربه من بود اين اسم رو انتخاب کردم.

درباره آهنگ "دختر کابلی" برامون بگو. آيا اصل اين آهنگ افغانيه؟

نه، اين آهنگ افغانی نيست. اين آهنگ از زبون يک ايرانی برای يک دختر افغانی خونده شده و تنها ريتم افغانی داره.

 

 

 

ولی خودت نوشته بودی "برداشت شده از آهنگ افغانی" ...

درسته، به خاطر اينکه مدل و ريتم آهنگ افغانيه. اين آهنگ در اصل يک آهنگ خيلی قديميه ايرانيه. من خيلی دنبال خواننده اصلی اون گشتم ولی نتونستم پيداش کنم که بتونم اسمی ازش توی آلبومم ببرم. اين آهنگ، آهنگی بود که پسر خاله خودم هميشه توی مهمونی ها ميخوند و همه لذت می بردند. روی حساب خاطره ای که من از اين آهنگ داشتم، تصميم گرفتم که اون رو يک مقدار تغيير بدم و توی آلبومم بخونم. خدا رو شکر خيلی مورد توجه هموطنان عزيزم و همزبانان افغانی قرار گرفته.

مثل اينکه اين آهنگ برات مشکل هم ايجاد کرده، درسته؟

بله. من چند تا ايميل از کشورهای اروپايی مثل هلند و سوئد دريافت کردم و عزيزان افغانی يک مقداری کم لطفی کردن و به خاطر يک سری کوتاهی که شده، ايميل های تهديد آميزی برای من فرستادن!

در چه چيزی کوتاهی شده؟

اگر ويدئو اين آهنگ رو ديده باشين، می بينين که دختری با لباس هندی توی اون ميرقصه. من کلی به خاطر اين قضيه واکنش دريافت کردم. انتخاب لباس خواست من نبود، انتخاب همون دختر افغانی بوده که توی ويدئو ميرقصه. من حقيقتش هيچ آشنايی با لباس های سنتی افغانی نداشتم و در اصل انتخاب اين لباس اين مشکل رو به وجود آورده بود. به خاطر همين من اينجا، به تمام همزبان های افغانی ميگم که همشون رو دوست دارم و به اميد خدا از اين به بعد مشکل ديگه ای پيش نمياد.

 

             
  

درباره ساخت آهنگ ها و شعرهای آلبومت بيشتر براموت توضيح بده.

شعر بيشتر آهنگ ها نوشته خودمه، آهنگ ها رو هم خودم، حتی در زمانی که فکر خوانندگی نبودم ساختم. وقتی به آمريکا اومدم و با شهياد عزيز آشنا شدم، تصميم گرفتم اين کارها رو به صورت حرفه ای دنبال کنم. دو تا از آهنگ های آلبومم هم شهياد درست کرده، آهنگ "صد دفعه گفتم" و "رنگ عشق".

مثل اينکه اين روزها ويدئو ساختن برای آهنگ خيلی اساسی شده، يعنی اينکه بايد برای آهنگ ها ويدئو بسازی وگرنه آلبوم بدون اونها فايده ای نداره!؟

درسته. اين روزها هنرمندها تلاش می کنن ويدئوهای بهتری درست کنن و خدا رو شکر که اين کار يک مقداری بهتر شده. همين رقابت سالم باعث ميشه موزيک ها و ويدئوها بهتر بشن.

توی ويدئوهات بيشتر ديدم که رنگ مشکی ميپوشی، پس مشکی رنگ عشقه؟

من خودم شخصاً رنگ مشکی رو خيلی دوست دارم، همين طور رنگ آبی.

شهاب، رنگ عشق توی زندگی تو چطوريه؟ سياه و خاکستريه يا رنگ و وارنگه!

رنگ و وارنگه! البته در مورد عشق و عاشقی نميخوام زياد توضيح بدم!

 

 

 

باشه، پس از خودت بيشتر برامون بگو ...

من تقريباً ۸ ساله از ايران خارج شدم. به مدت يک سال و نيم در ترکيه بودم و از اونجا به آمريکا اومدم. الان سه ساله که کار حرفه ای موسيقی رو شروع کردم.

از نظر کار رو تحصيلی چی؟

من مهندسی کامپيوتر خوندم و الان چهار سالی هست که مشغول کار هستم.

متولد کجايی؟

متولد تهران، شهرک ژاندارمری. تقريباً ۱۶ سال اونجا زندگی کردم.

چند سالته؟

من متولد ۱۴ بهمن هستم و الان ۲۵ سالمه.

شهاب، از عشق و عاشقی ازت سوال کردم، تو گفتی نپرس و غيرتی شدی! بنابراين ميخوام موزيگری بکنم و از آهنگ "نيلوفر" ازت سوال کنم!

"نيلوفر" فقط يک اسمه و هيچ وقت وجود نداشته و فقط به عنوان يک قافيه در آهنگ خونده شده!

ای بابا! پس تير ما به هدف نخورد! ... مثل اينکه به زودی داری يک ويدئو از آهنگ "داری از چشام ميفتی" ميدی بيرون که کار خودته، درسته؟

بله. کار اين ويدئو تموم شده و فقط آخرين ويرايش های اون مونده و فکر کنم تا يکی دو هفته ديگه بيرون بياد.

کجا فيلم برداری می کنين؟

بيشتر توی کاليفرنيا.

موضوع ويدئوی "داری از چشام ميفتی" چيه؟

اين ويدئو کاری هست از دنيل، کارگردان ايرانی که در بازار خارجی مشغول به کاره و يک سالی ميشه که با هنرمندان ايرانی کار می کنه. موضوع اينه که من با يک دختر خانمی آشنا بودم و به خاطر يک سری مشکلات دعوامون ميشه. بعد خاطرات قديم ما نشون داده ميشه و آخر سر هم دختر چمدونشو جمع ميکنه و از خونه ميزنه بيرون!

 

 

 

خودت چه سبک موسيقی رو دوست داری؟

شايد باورتون نشه ولی من در دوران نوجوانی که ۱۶ سالم بود به موسيقی هارد راک، متال، گيتار برقی و درامز خيلی علاقه داشتم. حتی دنبالش رفتم و شروع کردم به ياد گرفتن درامز و يک سری سازهای ضربی.

چه خواننده هايی رو دوست داشتی؟

Metallica، Sepultura، Iron Maiden و گروه هايی که به اين سبک گرايش داشتن.

چی شد که سبک مورد علاقت عوض شد؟

وقتی سنم بيشتر شد، علاقم به موسيقی تکنو و رگه بيشتر شد. الان سبک ها عوض شده و موسيقی هارد راک و متال مثل قديم طرفدار نداره، البته من خودم هنوز طرفدارش هستم! اين روزها حتی سبک موسيقی های ايرانی هم داره يک مقداری تغيير می کنه. به خاطر همين تصميم گرفتم از اين سبک های جديد در آلبومم استفاده بکنم. البته سبک آلبوم بعدی من به کلی عوض ميشه.

چه سبکی ميشه؟

مخلوطی از سبک الکترونيک و گيتار

 

با تشکر از شهاب عزیز که وقتشونو در اختیار ما قرار دادن .

 

+ نوشته شده توسط بردیا در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 و ساعت 7:16 |

هر لحظه که از عمرم می گذرد
به کلمه مرگ بیشتر فکر میکنم !!


در حالی که هنوز پیری را تجربه نکرده ام
از جوانیم بهره ای را که می خواستم نبرده ام


و کودکی ام را درونم پنهان کرده ام...
هیچ کس مرا نمی شناسد !!


درونم پر از حرفهای نگفته است
پر از رازههای بر ملا نشده...


و به خودم افتخار می کنم
چون دردهایی کشیده ام که مرا ساخته است


و چیزهایی می دانم که هیچ کس نمی داند
و پس از مرگم  کالبدم خواهد پوسید .....
افسوس و صد افسوس که .......



کاش سه چیزدردنیاوجودنداشت:
اول عشق ٫
دوم غرور٫
سوم دروغ،
آنگاه کسی مجبورنبود به خاطر عشق از روی غروردروغ بگوید.

+ نوشته شده توسط بردیا در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 و ساعت 7:13 |

وقتی تاریکی شبها رو چشام پا میذاره
نور چشمای قشنگت توی قلبم میزنه

وقتی سرمای زمستون توی رگهام میزنه
گرمی دستای نازت منو آروم میکنه

وقتی تلخی فراغت تو نگام موج میزنه
شهد بوسه لبانت رو دلم ساز میزنه

وقتی کابوس جدایی رو دلم خط میزنه
روی خواب خط میکشم تا منو داغون نکنه

وقتی لحظه وصالت داد رفتن میزنه
ابر چشمای غریبم تا سحر زار میزنه

وقتی قصه رسیدن کج و ناخوانا میشه
واژه هرگز نمیخوام واسه من خوانا میشه

وقتی رسم و عادت بدقولیهات تازه میشه
رد پای گریه هام رو صورتم خط میذاره

وقتی قفل دستات از دستای من جدا میشه
زنگ خوابیده قلبم بی صدا کنده میشه

آی خدای عاشقا دلم میخواد بهت بگه
اگه به عشقم برسم چیزی ازت کم نمیشه

فدای مهربونیهات قصه ما تموم نشه
گوشه نگاهی بکنی واسه عشق ما بسه

نذار گل وصال ما به دست تقدیر برسه
واسه یه بار هم که شده هر چی میگم بذار بشه

با من که تنها عاشق چشمای مست و نازتم
با من که هر جا که باشم عشق تو رو داد میزنم
با من که توی آسمون عکس چشاتو میکشم

با من که از پشت نگات طلوع خورشید میبینم
با من که در فراغ تو قاب چشام ابری میشه
با من که لحظه وداع غم توی قلبم میشینه

با من که بین آدما فقط تو رو جار میزنم
با من که تا نفس دارم ز عشق تو دم میزنم
با من که جای خوبیهات قلبمو هدیه میکنم

با من که از خود خدا قول رسیدن میگیرم
با من که تنها همدمم آغوش عکسای توئه
با من که بهترین دمم لحظه گریه کردنه

با من که جای خنده هات بوسه به لبهات میزنم
با من که اسم نازتو روی دلم حک میکنم
با من که نذر هر شبم فال چشای مستته

با من که شعر عاشقیم اسم تو رو داد زدنه
با من بمون عروسکم با من بمون ترانه ام


گفتم نرو پر پر میشم ، گفتی می خوام رها باشم
گفتم آخه عاشق شدم ، گفتی می خوام تنها باشم


گفتم دلم ، گفتی بسوز ، گفتم یه عمری باز هنوز
گفتم پس عمرم چی میشه ، گفتی هدر شد شب و روز


گفتم آخه داغون میشم ، گفتی به من خوش می گذره
گفتم بیا چشمام به تو ، گفتی آخه کی میخره؟


گفتم منو جنس می دیدی؟ ، گفتی آره بی قیمتی
گفتم یه روز کسی بودم ، با من نکن بی حرمتی


گفتم صدام می میره باز ، گفتی به درد بسوز بساز
گفتی حالا که پیر شدم ، گفتی که از تو سیر شدم


گفتم تمنا می کنم ، گفتی می خوام خوردت کنم
گفتم بیا بشکن تنو ، گفتی فراموش کن منو


+ نوشته شده توسط بردیا در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 و ساعت 7:3 |

به خاطر تو گذشتم، ز یادگار گذشته
تو هم گذشتی، و حیران شدم به کار گذشته

گذشت عمر عزیز و تو را ندیده گذشتم
ز خاطرات غم انگیز انتظار گذشته

بشوی ازرخ زرد من ای سرشک خدا را
غبار حسرت و اندوه روزگار گذشته

بهار زندگیم شد خزان و خیر ندیدم
نه از خزان کنونی ، نه از بهار گذشته

نشاط و شور جوانی، ز کف به عشق تو دادم
ز کوی خویش مرانم، به اعتبار گذشته

به بی قراری من دل بسوزدت ز محبت
بیاد خوشتنآری، اگر قرار گذشته

امید زندگیم بودی و ز دست برفتی
کنون ترانه سرایم به یاد یار گذشته


اومدی تو سرنوشتم

بی بهونه پا گذاشتی

اما تا قایقی اومد

از منو دلم گذشتی

رفتی با قایق عشقت

سوی روشنی فردا

منو دل اما نشستیم

چشم به راهت لبه دریا


کاش به اشکهای کودکانه ام رحم می کردی
کاش تو راز درونم را می دیدی وسفر را فراموش می کردی
کاش هنوزهم در کنارم بودی و تو را درلحظه لحظه زندگی ام حس می کردم.
امّا افسوس که این چنین نیست و تو رفتی و من ماندم و من....

+ نوشته شده توسط بردیا در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 و ساعت 6:57 |
سلام به همه ی دوستان خودم که تو این مدتی که نبودم به من سرزدن و مثله همیشه به من اظهار لطف کردن.تو این مدت سرم خیلی شلوغ بود و نتونستم آپ کنم به همین خاطر از شما پوزش می خوام و امیدوارم این بار هم مطالب مورد رضایت شما قرار بگیره.

                                             باتشکر:رئیس عاشقا              

+ نوشته شده توسط بردیا در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 و ساعت 6:45 |