تبليغاتX
َفریاد بی صدا

راجنيش چندراموهان در سال 1931 درشهری کوچک به نام کاچوارا در هند مرکزی به دنيا آمد."باگوان"به معنی شخص ملکوتی و مقدس و "شری" به معنای مرشد است.وی در اواخر حياتش نام خود را به اشو تغيير داد.
   مذهب والدين او جينيسم بود.اگر چه اشو در تمام طول عمرش خود را به هيچ دين و فرقه مذهبی وابسته نمی دانست.او در تاريخ 21 مارس سال1953 در سن21 سالگی به"سامادهی"(رسیدن به روشن بينی که در آن روح انسان با روح هستی يگانه می گردد.)رسید.راجنيش درجه فوق ليسانس خود را در رشته فلسفه از دانشگاه سوگار اخذ نمود.او به مدت 9سال مشغول به تدريس فلسفه در دانشگاه جبال پور بود و به طور هم زمان،به عنوان يک استاد مذهبی فعاليت ميکرد.او در سال 1966 تدريس را کنار گذاشت و تمام توجهش را به تربيت سانياسینهايش (مريدانش) و همچنين سخنرانی های خود معطوف ساخت.اشو يک آپارتمان در شهر بمبئی داشت که معمولاً در آنجا اشخاص و گروه های کوچک را ملاقات می کرد و به عنوان يک استاد روحانی به راهنمايی دوستدارانش می پرداخت.در سالهای نخستين بيشترين سانياسینهای او را اروپاييان و هنديان تشکيل می دادند.
   در سال 1974 اشو به سمت شهر پونا در جنوب بمبئی مهاجرت نمود.گروههای مخالف ادعا می کنند که اين تصميم به دليل افزايش مخالفتهای عمومی در بمبئی بر عليه وی اتخاذ شد.در واقع هدف اشو از اين مهاجرت بنا کردن يک آشرام(محل تدريس)بود تا بتواند محلی بزرگتر و راحتتر که دارای تسهيلات بيشتری جهت تربيت شاگردانش باشد را ايجاد کند.آين آشرام از دو قسمت که در مجاورت هم قرار داشتند و مساحت هر کدام به حدود 24،000متر مربع می رسید تشکيل شده بود و در يکی از مناطق اعيان نشين پونا به نام پارک کوريگون قرار داشت.تخمين زده می شود که حدود 50،000 نفر از غربيانی که درجستجوی روشن بينی به کمک يک استاد روحانی بودند از اين محل ديدن کرده اند.

                  

   در سال1979 اشو از هجرتش به عنوان حرکتی جهت حفظ نسل بشر نام برد.او گفته بود"اگر ما نتوانيم در 20 سال آينده انسان نوينی خلق کنيم،انسانيت هيچ آينده ای نخواهد داشت.فقط زمانی می توانيم جلوی خودکشی همگانی را بگيريم که انسان جديدی بيافرينيم."او يکسری آموزشهای روحانی تلفيقی را ارائه کرد که ترکيبی بود ازهندوئيسم،جينيسم،ذن،بوديسم،تائويسم،مسیحيت،فلسفه يونان قديم،بسیاری از عقايد و رسوم مذهبی و فلسفی،روانشناسی،روشهای جديد درمانی مديتيشن و غيره... ودر سال 1980 او توسط يک هندوی بنيادگرا در يکی از سخنرانيهای صبحگاهيش با چاقو هدف حمله قرار گرفت.به دليل بی کفايتی پليس اين تروريست تبرئه شد.در سال 1981 او با بی ميلی

 هندوستان را به دليل درمان بيماری وبرخورداری از امکانات پزشکی پيشرفته تر ترک کرد و راهی آمريکا شد.گروهی که همراه او بودند در زمينی به مساحت 26000 کيلومتر مربع  در مزرعه "بيگ مادی" در نزديکی آنتولوپ ايالت اريگون که سانياسینهايش به مبلغ 6 ميليون دلار خريداری کرده بودند ساکن شدند.نام اين مزرعه به راجنيش پورام(عصاره راجنيش)تغيير پيدا کرد.يک جاده متروک و کوچک به طول 20 مايل از آنتلوپ تبديل به شهرکی پررونق با 3،000 نفر جمعيت شد.يک باند فرودگاه به طول 4،500 فوت،يک مخزن آب به مساحت 180،000 متر مربع و يک تالار گردهمايی به مساحت 88،000 فوت مربع دائر گرديد.بسیاری از مردم محلی از ايجادچنين مرکزی در بين خودشان به دليل تفاوتهای دينی و فرهنگی ناراضی بودند.بازتاب اين نارضايتی به صورت ندادن  مجوز احداث ساختمان به طرفداران اشو نمود پيدا کرد.تعدادی ساختمان بدون کسب مجوز در مزرعه بر پا شد و هنگامی که مقامات رسمی تصميم به جلوگيری از اين ساخت و سازها گرفتنداداره آنها بوسیله افراد نا معلومی به آتش کشيده شد.زمانی که درخواستهای سانياسینها کراراً از سوی مقامات رد شد تعدادی از آنها به عضويت شورای شهر در آمدند.نام شهرآنتلوپ به شهر راجنيش تغيير کرد.

 

 

+ نوشته شده توسط بردیا در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 2:30 |

  عشق اونیه که توی اسمون دلت بهترین ستارتو به نام اون میکنی

 

عشق اونیه که به خاطر اون تموم قانونای روزگار رو زیر پا میذاری

 

و به جاش ناهنجاریهای شیرین زندگی رو جایگزینش میکنی. 

 

عشق اونیه که وقتی خیلی ناراحتی یا دلت میخواد مث ابر بهاری گریه

 

کنی اون میشه سنگ صبورت و آغوشش 

 

میشه پناهگاهت و شونه هاش برات تکیه گاهی برای اشکهات.

 

عشق اونیه که شبها با یاد اون میخوابی با یاد اون غذا میخوری با

 

یاد اون حتی اهنگ گوش میدی.

 

عشق اونیه که شبها قبل از خوب با رویای با او بودن چشماتو روی

 

هم میذاری. 

 

عشق اونیه که شبها موقع خواب دوست داری سره اون کنار سر تو

 

باشه .

 

 

عشق اونیه که دوست داری بوی عطر بدنش بشه تک تک نفسهات.

 

عشق اونیه که میخوای اون بشه ماه مهتاب شبها و خورشید روشنای

 

 زندگیت .

 

عشق اونیه که دلت همیشه بهونه ی اونو میگیره هر چند میدونی که

 

دیدار او غیر مقدوره.

 

عشق ا ونیه که براش بی تابی میکنی و نا خود اگاه بدنت براش می

 

لرزه .

 

عشق اونیه که هر جا میری دوست داری اونم همراهت باشه . 

 

عشق اونه که هرکجا  میری دوست داری براش سوغاتی بخری حتی

 

اگر هم نتونی بهش بدی. 

 

عشق اونیه که تمام حرفها و درد و دلت را دوست داری برای اون

 

بگی .

 

عشق اونیه که تو دوست داری اولین کسی که از پیروزی هایت با خبر

 

میشه اون باشه . 

 

عشق اونیه که هر یادگاری یا دست نوشته ای از اون از دنیا با ارزش

 

ترمیشه برات .

 

عشق اونیه که موقع درد وقتی اونو میبینی دردت فراموشت میشه .

 

عشق اونیه که به خاطر شنیدن صداش حاضری خیلی از ارزش هارو

 

زیر پات بذاری .

 

عشق اونیه که تو موقع شادیهات دوست داری اونم کنارت بود و

 

سهمی از این خوشیهارو داشت . 

 

عشق اونیه که حاضری به خاطر اون به تموم دنیا حتی به ادما دروغ

 

بگی .

 

عشق اونیه که اون  تموم فکر و ذکرت میشه. 

 

عشق اونیه که اسمون سیاه دلت با قدوم اون رنگین کمان میشه.

 

عشق اونیه که برای دیدنش لحظه شماری میکنی .

 

عشق اونیه که موقع دلتنگیهات مث ابر پر بارون اسمون دلت رو

 

تصاحب میکنه .

 

عشق اونیه که از دوری اون قلم دست میگیری و هر چه احساسه رو

 

روی یه تیکه کاغذ میاری.

 

و عشق اونیه که هیچ وقت نمی تونی فراموشش کنی حتی اگه

 

اون تورو فراموش بکنه...

 

 

 

+ نوشته شده توسط بردیا در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 1:59 |

آخر اگرپرستش او شد گناه من  

                     

عذز گناه من همه

 

                   چشمان مست اوست

 

تنها نه عشق و زندگی و آرزوی من 

          

او هستی من است

 

                  آینده دست اوست...!!!

 

 

 

+ نوشته شده توسط بردیا در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 1:48 |

تو را به دادگاه عشق خواهند كشيد

شايد به حبس ابد محكوم شوي

جزئيات جنايت معلوم نيست

اما اثر انگشت تو را روي قلبي شكسته يافته اند

 


"ترس" 

 

من از گذشته خفته خود می ترسم

من از پر شدن حال می ترسم

من از فراموش شدن می ترسم

ترس از این که بیدار شوم

و دریابم که تو رفتی...

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط بردیا در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 1:40 |

 

سلام به بهانه ی دلتنگی من!!!

می ترسم که بگویم!!

 

 

اما ، گفتنش برایم خالی از لطف نیست . سنگ صبوری نداریم برای این دل ویرون

 

اما این نگاشتن برایم از سنگ صبور عزیزتر و مهربانانه تر است.

 

چرا همه عادت کرده اند که سفر کنند و دیگری را به انتظار گذارند؟

 

چرا کسی نمی کوشد که فاصله ها آبی محبت و جدایی به عشق و وصال تبدیل شوند؟

 

حجم آسمان کبود این دیار ، پر از بغض های گرفته ای است که مرا در غروب دلتنگ

 

عاشق و در دریایی از خاطرات با تو و آینده ای بدون تو ، غرق شبنم اشک می کند .

 

می خواهم بگویم :

 

نگذار فرجام این عشق ؛ رفتن تو باشد چشم انتظاری من . خاطرات با تو بودن باشد

 

روزگار بی تو بودن ؛ دلم کنار خاطراتت خیمه زده ...

 

 

یادت هست گفتی"دلت همیشه با من است"

و من گفتم" دلم از شکستی دوباره خسته است"

 

گفتی" من با تو زنده ام "و من غرق شور و غرور.

کاش امروز بودی و من می گفتم:

 

 

 

دیدی همه ی حرفهایت وعده ای بود"محال"

و من  نمی دانم تو چه گفتی که من باز غرق باران اشک شدم.

 

دلم می خواد بگویم: بیا برویم ....

 

بیا از این شهر پر از غرور و دلتنگی که حجم پاییزش را دل نگرانی و زمستانش را

 

انتظار و دلتنگی و بهاری پر از بی قراری و  خاطرات  بد جدایی و حتما تابستانی

 

پراز غم و ای کا ش ها و پریشانی هاست... برویم.

 

هنوز باور ندارم که دیگر نباید سر ساعت مقرر مضطربانه و عاشقانه منتظر

 

تماس هایت به انزوا نشینم

 

هنوز باور ندارم که باید تورو از یاد برم زیرا که هیچ گاه از آن من نمی شی و من به

 

 

این رویای واهی دل نبندم....

 

و من داشتم با یادگاری هایت درد دل می کردم "جایت خالی."

 

برای عطری که برایم بوی توست . یاد آور روزهای خوش با تو بودن و روزهای تلخ

 

با یاد تو بودن ... و نامه ات که برایم شده آلبومی از اشکهای دلتنگیهای من؟!!!....

 

اما با این وجود باید بگویم که  یه دیوونه عاشق همیشه منتظر

 می مونه

 

 اما نه به قیمت از دست دادن عشقش!

 

 

+ نوشته شده توسط بردیا در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 1:31 |

سلام دوستان گلم،مرسی از اینکه یه بار دیگه به وبلاگم سر زدیداز این به بعد

هرچی توو وبلاگ می زارم همش برای عشقم هستش که ازروزی که دیدمش

 یه زندگیه جدید رو شروع کردم شاید الان که دارین این مطالبو می خونیدبگید

 اینم یه دیوونه مثله بقیه اما شاید این دیوونه که داره براتون می نویسه بعد از

خیلی فکر کردن و ... به این نتیجه رسیده،در هر صورت خودش کهمی دونه

که چی کرده با من البته به خودت مغرور نشیا (طلا جوون) راستی بگم که

اسم مستعار عشقم "طلا" هستش و اسم خودم هم از "رئیس عاشقا" به "بردیا"

 تغییر یافته.دیگه چشمای قشنگتونو خسته نمی کنم می ریم سر کار همیشگیه

خودمون منتها همه رو برای  طلای خودم گذاشتم.

 

بای تا های

                                                 "بردیا"

 ب

 

+ نوشته شده توسط بردیا در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 1:27 |
            

در روز 21 آوریل یا اول اردیبهشت پسری در مجیدیه تهران به دنیا آمد.پسری ارمنی در خانواده ای دوست داشتنی.خانواه ای با 3 خواهر و 4 برادر.نام اصلی او آندرانیك مددیان بود از همان بچگی نبوغ موسیقی در این كودك بازیگوش و شیطون معلوم بود روزها گذشت و او در خانواده ای دوست داشتنی و علاقه مند به موسیقی رشد كرد و بزرگ و بزرگتر شد. مانند پدر علاقمند به موسیقی بودو برای خودش رویای زیبایی ساخته بود.بالاخره هم به آرزویش رسید.اولین گیتارش را در 14 سالگی با چوب ساخت.به گفته خودش صداهای عجیب و غریب از آن در می آمد.پسر خاله های او یك گروه موسیقی تشكیل داده بودند.و از آندرانیك هم دعوت كرده بودند با آنها همكاری كنند. او در آن گروه شروع به گیتارزدن كرد.در بعضی وقتها هم قطعاتی به زبان انگلیسی اجرا میكرد.آنقدر در كارش پیشرفت كرده بود كه قطعاتی را در محضر شاه اجرا كرد روزها گذشت و او تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به آمریكا برود.و واردكالج موسیقی شد.رشته ای كه آرزویش را داشت. كم كم كارش را شروع كرد و اولین جایی كه كارش را شروع كرد كاباره تهران لس آنجلس بود.از فردی كه در زندگی او تآثیر زیادی گذاشت و در حقیقت راه را برای او باز كرد ودستش را گرفت میتوان شهرام شب پره را نا مبرد.او استعداد آندرانیك را دیده بود از او دعوت كرده بود به عنوان صدای دوم برای او بخواند.به گفته خود او دوران دانشگاه سخت ترین دوران زندگیش بود.تا حدی كه فقط برای یك وعده غذا پول داشت.ولی هر چه بود گذشت او همه چیز را تحمل كرد.روزی به او گفتند یك خواننده ای هست كه سبكش به كار تو خیلی می خورد. می توانید یك گروه موسیقی خوب دو نفره تشكیل دهید.

                                                                                  

او كوروس بودكه بعدها با هم بهترین گروه دو نفره را تشكیل دادند.به كوروس هم همین را گفته بودند.و دست روزگار این دو را با هم آشنا كرد و یكی از پر طرفدارترین وجنجالی ترین گروه موسیقی دو نفره بعد از انقلاب را تشكیل دادند.اولین آلبومی كه از این دو به جا مانده خواستگاری بود.با شعری زیبا و قوی از ژاكلین ویگن به نام خواستگاری.كه نام آلبوم را هم به نام همان شعر گذاشتند.این اولین كار آنها با ژاكلین بودكه با استقبالی بی نظیر روبه رو شد.در یكی از كنسرت های آنها دختری بود كه آندرانیك را خیلی دوست داشت و شب كنسرت او را اندی صدا زدكه این شد دیگر همه او را با نام اندی صدا میزدند دومین آلبوم آنها پرواز بود.و باز هم با شعرهای زیبای ژاكلین آهنگ چی میشد ,تپلی,ما همه ایرانی هستیم به قدری گل كرد كه روز به روز بر محبوبیت آن دو افزود.آهنگ ما همه ایرانی هستیم هنوز كه هنوز در اكثر كنسرتها اجرا میشود.در این آلبوم اندی و كوروس با فردی آشنا شدند كه در زندگی هنری آن دو و به خصوص اندی تآثیر فراوانی گذاشت. او علیرضا امیر قاسمی بود.و به قول خود اندی: علی گوش سوم من هست.و مانند یك برادرهمراه اندی بود.و او را در انتخاب آهنگ كمك می كرد.ویدئوی زیبای چی میشد هنوز هم در خاطره ها هست.به دنبال موفقیت آلبوم پرواز و سروصدای این دو خواننده تازه نفس محبوبیت آن دو بیش از پیش شد.وآنها كنسرتی برای طرفداران اجرا كردند.تمام بلیطها فروخته شده بود.وسالن دیگه گنجایش نداشت.عده فراوانی پشت درهای بسته مانده بودند.هفته آینده اندی و كوروس برای بچه ها و تمام كسانی كه برنامه را ندیده بودند كنسرت مجانی اجرا كردند.و با مردم سرود ما همه ایرانی هستیم سر دادند. بعد از اجرای موفقیت آمیز كنسرت آن دو آلبوم سوم خود را به بازار عرضه كردند.بلا.كه جهشی فوق العاده در كار آن دو بود.با ,بلا ,تو,نگاه,كه آهنگ انگلیسی این آلبوم در متن یك فیلم هالیوودی قرار دادند.با آن مدل زیبای آهنگ بلا.موفقیت آن دو هر روز بیشتر از روز پیش بود.وكنسرتها با استقبال زیادی مواجه می شد در اینجا بهتر است داستانی برایتان از حضور اندی و كوروس در بین مردم تعریف كنم.

             

یكی از طرفداران این دو دختری حدوداْ 14 ساله بود.كه بیماری سرطان داشت.و در بیمارستان به انتظار مرگ نشسته بود.وقتی اندی و كوروس این ماجرا را شنیدند همراه یك هدیه كه یك دستبند طلا بود به ملاقات آن دختر رفتند. به گفته خود آن دختر آن روز انقدر اندی و كوروس به من امید به آینده را دادند و اینكه باید خوب شوم و به كنسرت آن دو بروم كه من تا حدودی روحیه خودم را به دست آوردم.و چون سرطان عمیقآ در وجود او ریشه نكرده بود آن دختر سلامتی خود را به دست آورد.و جالب اینجا كه برایتان بگویم كه آن دختر در حال حاضر فارغ التحصیل رشته پزشكی هست واندی در جشن او هم شركت كرد و در تمام این سالها از زندگی این دختر خبر داشته و با هم در ارتباط بودند.چه لذتی دارد ارتباط با هنرمند مورد علا قه بگذریم. بعد از آلبوم بلا اندی و كوروس احساس كردندكه دوست دارند هر كدام جدا به فعالیت هنری خود ادامه بدهند.و قرار شد آخرین آلبوم دو نفره خود را به بازار عرضه كنند.آلبومی به نام خداحافظ.آخرین آلبوم با نام و همكاری اندی&كوروس.در این آلبوم با شاعری آشنا شدند كه باز هم در زندگی هنری اندی و كوروس و مخصوصآ اندی تآثیر به سزایی گذاشت.پاكسما زكی پور.این شاعر استثنایی و جوان با آن شعرهای زیبا وقوی در محبوبیت اندی صددرصد تآثیر به سزا گذاشته است.این شاعر هنوز كه هنوز با اندی همكاری می كند وجزو دوستان صمیمی اندی هست.پاكسیما شروع كار هنری خود را با اندی آغازكرد آلبوم خداحافظ با آهنگهای دخترآتیشپاره ,آمنه,یاسمن,عشق مسموم,بازهم جزو پر فروش ترین آلبومها شد.با آن مدل زیبای آهنگ دختر آتیشپاره.بعد از فروش این آلبوم و اجرای كنسرتها اندی و كوروس اعلام كردند كه میخواهند رسمآ از هم جدا شوند.در آن زمان از هر كسی پرسیدند چه كوچك و چه بزرگ كه نظر شما راجع به جدایی این دو چیست:همه میگفتند :ما به این دو با هم عادت كردیم.حیف است كه از هم جدا شوند.شایعاتی هم ورد زبانها افتاد.ولی اندی وكوروس در تلویزیون آمدند و اعلام كردند كه هیچ مشكلی با هم ندارندو فقط از نظر كاری با هم اختلاف عقیده دارند.در نهایت اندی و كوروس این گروه محبوب و جنجالی از هم جدا شدند.و دوره 8 ساله كاری آنها به پایان رسید. بعد از جدایی هر كدام جدا به فعالیت خود ادامه دادند به جرات میتوا ن گفت: اندی گوی سبقت را از كوروس ربود.كوروس چند ماه بعد ازدواج كرد ولی اندی تمام زندگیش را روی كار هنری خود گذاشت.بعد از جدایی آنها اندی اولین آلبوم خود را بعد از جدایی از طرف شركت كلتكس وارد بازار كرد.آلبوم بیقرار.كه به نظر من كه تمام كارهای اندی رو دنبال كردم آلبوم بیقرار یك استثنا در زندگی اندی بود.كه یك شبه ره صد ساله را طی كرد.در این آلبوم 10 ترانه بود كه یكی از یكی قشنگ تر بود.و به گفته خود اندی:بیقرار قصه زندگی من است.قصه روزهای پر عطش عشق و شبهای سرد تنهایی.قصه تلخیها و شیرینیهای زندگی.قصه پیروزیها و ناكامیهای من در عشق و امیدی برای فردایی روشن و عشقی واقعی هنوزم بیقرارم.......... اندی روی این آلبوم یك سال ونیم زحمت كشید وهم خلاصه ای از زندگی خودهست.آلبوم بیقرار پر فروشترین آلبوم دهه نود شد.شعرها از پاكسیمای نازنین وآهنگها ازهمکاران آهنگ عشق اول از سیاووش قمیشی وآهنگ بیقرار از هانی نازنین با آن ملودی زیبا كه من هر وقت این آهنگ رو گوش میدم یاد ....... میفتم. آهنگ زیبا و عاشقانه شبگرد,انتظار,قصر كاغذی,اگه عشق همینه,دخترایرونی,شیطنت.كنس ت اندی برای آلبوم بیقرار با موفقیت تمام اجرا شد.وجای خالی آن شب پیدا نمیشد.وعده ای هم پشت در بودند تا بتوانند وارد سالن شوند.در این آلبوم فرخ آهی هم یار همیشگی اندی بود.وبه او كمك فراوانی كرد.و اندی این آلبوم و تمام آلبومهای خود رادر استدیو فرخ آهی ضبط میكند.در این آلبوم بود كه مردم با دختری آشنا شدند كه همیشه با اندی بود واندی از او به عنوان صدای دوم استفاده میكرد.او شینی ریگزبی بود.دختری امریكایی و علا قه مند به فرهنگ ایرانی و زبان فارسی.شینی در حال حاضر خود خواننده شده ولی هر چه دارد از اندی است.از آن زمان به بعد این دو همه جا با هم بودند وخود اندی هم در جایی اعلام كرد شینی دوست دختر اوست.اندی همه جا از گروهش تعریف كرده و عنوان كرده من بدون روهم هیچ هستم.فروتنی همیشگی ایرانیها. بعد از موفقیت بی سابقه این آلبوم اندی آلبوم لیلی را وارد بازار باز هم از شركت كلتكس كه با چند هنرمند دیگر هم همكاری كرد.بیژن مرتضوی,حسن شماعی زاده وغیره.با آن عبارت زیبا در اول آهنگ لیلی:هر كس در زندگی یك لیلی دارد و این لیلی من است.تمام اینها نشان میدهد اندی در تمام این سالها عاشق بوده.عاشق چه كسی این را هیچ كس نمیداند.در كنار اندی علیرضا امیر قاسمی هم برای او ویدئو های زیبا می ساخت بعد از این آلبوم اندی آلبوم تنهایی را از شركت كلتكس به بازار ارائه داد.شعرها از پاكسیمای نازنین ویدئو از كوجی زادوری و امیر قاسمی ,ضبط از فرخ آهی ,گروه اندی باز هم او را یاری میدهند.آهنگ زیبای تنهایی,چشمای ناز ,جاده های احساس,ناز ناز ,خوشگل محلمون, به قدری این آهنگها گل كرد كه ورد زبان همه شده بود.هر پسری كه میخواست با دختری دوست شود آهنگ ناز ناز را برایش میخوند.دخترها برای كنسرتهای اندی سرو دست می شكوندند.و به قول اندی كه تكه كلام همیشگی اوست :خدا زیادشون كنه.در اینجا باید بگویم آلبومهای اندی همه دوازده یا چهارده آهنگ دارد.برعكس تمام خواننده ها .كه این هم هزینه زیاد تری میخواهد هم پول بیشتری.در آلبوم تنهایی اندی یك آهنگ را بازسازی كرد كه آن را برای مادرش ساخته بود.زمانی كه مادرش ایران بوده و اندی امریكا مادرش دچارعارضه مغزی میشود و اندی در آن حال شعر این آهنگ را مینویسدو آن را در بدترین شرایط اجرا میكند.خوشختانه حال مادرش خوب میشود وبعدها مادرش عازم امریكا میشود وتمام كارهای اندی را دنبال میكند.تمام مصاحبه ها را زنده نگاه میكند.اندی هفته ای 2 بار باید با مادرش غذا بخورد.او پسر خانواده است . بعداز آلبوم تنهایی اندی آلبوم سر سپرده را به مردم عرضه كرد.آلبومی عاشقانه از كمپانی ترانه.شعرها طبق معمول از پاكسیمای نازنین و آهنگها از اندی,منوچهر چشم آذر.توحید.در این آلبوم اندی از شاعرهای جوان هم استفاده كرد.گل این آلبوم همان آهنگ معروف سرسپرده است.كه پاكسیما شعر آن را گفت و اندی یك نصفه روز آهنگ آن را ساخت.و به گفته خودش این آهنگ یك هدیه از طرف خدا برای او بود.آهنگ تولد به این شكل ساخته شده بود كه پاكسیما روی جلد كادوی تولد اندی شعر تولد را نوشت و چون اندی خوشش آمدروی آن آهنگ گذاشت آهنگ من و تو به قدری گل كرد كه اندی مجبور شد درسالن زیبای پلس لس آنجلس كنسرت بزرگی اجرا كند.كه از چند روز قبل تمام بلیطها فروخته شده بود.در این كنسرت تمام چهره های هنری حضور داشتند.وارطان آواناسیان مدیر شركت ترانه,كوجی زادوری,و اكثرخبرنگارها حضور داشتند و موفقیت اندی را تبریك گفتند.كوجی و امیر قاسمی ویدئو های این آلبوم را تهیه كردند.به خصوص ویدئوی سر سپرده در این بین باید گویم اندی گیاهخوار همچنین جزو تیم فوتبال هنرمندان هم هست.و تا به حال چندین گل هم زده ، آرزویش هم اینست كه در استادیوم آزادی بازی كند. و در كنار هنر ورزش هم میكند. بعد از آلبوم سرسپرده نوبت آلبوم بعدی اندی رسید.جاده ابریشم.آلبومی عاشقانه تر از آلبوم قبلی.اندی خود راجع به این آلبوم حرفهای زیادی زده.آهنگها از خود اندی با همكاری حسن شماعی زاده,منوچهر چشم آذر,توحید,فریبرز حاج نبی.و شعرها اكثرا از پاكسیما.آهنگ شب من به گفته خود اندی در بدترین شرایط روحی او اجرا شد.دوست دختر او برای بار دوم او را رها كرد و اندی در بدترین شرایط روحی این آهنگ را ضبط كرد.این آهنگ بعدها در فیلم هالیوودی پرنسس و سرباز در قسمتی از فیلم گذاشته شد.اندی خودش این آهنگ را به دوست دخترش تقدیم كرد.آهنگ فوق الاده توكه رفتی به قدری سرو صدا كرد كه همه آن را تكرار می كردند.آهنگ انگلیسی این آلبوم را شینی شعرش را گفت و اندی آهنگ آن را ساخت.اندی یك آهنگ ارمنی هم در این آلبوم دارد.اگر یادتان باشد بچه های منطقه 6 در ویدئو نوروز آن سال برای اندی نوار فرستاده بودند كه اندی زودتر آلبوم بعدی را به بازار بدهد.اندی در زمان ساخت این آلبوم به ارمنستان سفر كرد به همین دلیل اسم آن را جاده ابریشم گذاشت.

           

این آلبوم نشان میدهد كه اندی سال عاشقانه و سختی را پشت سر گذاشته.چون به گفته خودش او به پاكسیما میگه:من امسال مثلأ عاشقم آهنگ عاشقانه برایم بگو سال دیگه همه چی خوبه ما با همیم .آهنگی برایم بگو كه همه چیز را نشان دهد.اگر توجه كرده باشید تمام آهنگهای اندی به جز چند تا كه انگشت شمار است راجع به دختر و پسر است و به گفته خودش من حرف دیگری به جز دختر و پسر ندارم كه بزنم.بعداز این آلبوم اندی یك آلبوم دو آهنگه وارد بازار كرد.به نام نونه.كه بازسازی آهنگ زیبای چرا عاشق شدم و یك آهنگ ارمنی.بعد از این آلبوم او آلبوم و قلب من را وارد بازار كرد.كه به 7 زبان زنده دنیا آهنگ خوانده است.از طرف كمپانی آونگ ویك كمپانی امریكایی.اندی یواش یواش خود را وارد ماكت امریكایی می كند.خودش می گوید: این آلبوم جای خاصی را در قلب من دارد به همین دلیل اسم آن را وقلب من گذاشت .و روزنامه ها آن را رمانتیك ترین آلبوم اندی معرفی كردندآهنگها یكی از دیگری قشنگ تر بود.آهنگ عربی با صدای اندی و راغب علامه خواننده معروف عرب كه بینهایت گل كرد.كه هم شعرش را با هم گفته بودند و هم آهنگش را با هم ساخته بودند.آهنگ ریحان كه خیلی گل كرد با شعر پاكسیما و آهنگ اندی.آهنگ 6و8 یادم میاد.آهنگ زیبای رویا.آهنگ عاشقانه تو نباشی.آهنگ انگلیسی كه شعرش را شینی گفت و اندی آهنگش را ساخت.یك آهنگ هندی با دختر خانم هندی.كه بخواهم در مورد هر كدام توضیح بدهم ساعتها طول میكشد. بعد از این آلبوم بود كه روزنامه های امریكا از اندی به عنوان الویس ایران نام بردند.وبه او لغب الویس دادند.بعد از این آلبوم محبوبیت اندی در جامعه امریكایی چند برابر شد.با گروهای بزرگی در سالنهای مجلل كنسرت گذاشت.با گروه آلابینا در سالن زیبای گریك تیآتر كنسرت گذاشت.به تنهای 6000 نفر را در آن سالن دور هم جمع كرد و شبی فراموش نشدنی برای همه بود.به مناسبت این آلبوم كنسرت افتخاری در تاور ركوردز گلندل محله ارمنی نشین كالیفرنیا اجرا كرد.و جازیست گروه پلیس هم آنجا حضور داشت همكاری آنها از این به بعد آغاز شد.از همین آلبوم هم یك نمونه وارد ماكت امریكایی كرد .با چند آهنگ اضافه تر. كه آهنگ هتل كالیفرنیای معروف هم در آن بود كه همه میگفتند از اصلش هم قشنگتر شده.با شعر پاكسیما یار همیشگی اندی آهنگ تو نباشی به گفته خود اندی غم انگیز ترین صدای نی در ارمنستان هست.اندی برای سومین بار برنده جایزه بهترین خواننده ارامنه شد.استینگ منیجر گروه پلیس هم فعالیت خود را با اندی آغاز كرد.اندی با مهارت خاصی به زبان انگلیسی موسیقی ایران را به امریكاییها معرفی كرد به طوری كه فوق الا ده اندی رو دوست دارند.اندی تبدیل به یك خواننده بین المللی شد.مصاحبه ها در سی ان ان,ان بی سی,سی بی اس,و موفقیت در كنسرتها او را بیش از پیش محبوب كرداو حالا به آ رزوی دیرینه خود رسیده.با روزی 16 ساعت كار كردن با گروه و دوستان خوب او این موفقیت دور از دسترس نبود.بعد از این موفقیت او با دو خواننده بزرگ دیگر عرب آشنا شد.خالد و حاكیم.كه قرار بود توری بزرگ ترتیب دهند برای اجرای كنسرت در سالن زیبای گریك تیآتر.ولی این برنامه مواجه با 11 سپتامبر شد و با تمام هزینه و زحمتی كه برای این برنامه كشیده شده بود اندی این برنامه را لغو كرد.اندی اعلام كرد كه مردم امریكا را مانند ایرانیان دوست دارد و خود جزو شهروندان امریكایی هست و به دلیل احترام كنسرت را لغو كرد.جالب اینجاست كه شینی میهمان افتخاری تمام كنسرتهای اندی است و همراه او برنامه اجرا میكند.اندی در این بین یك آلبوم وارد بازار كرد با همكاری پاكسیما,حمید,و پیروز.كه در حقیقت آلبوم پاكسیما بود با شعرهای او واز دوستان خود دعوت كرده بود با او همكاری كنند.كه واقعا اندی در این آلبوم برای پاكسیما سنگ تمام گذاشت آلبومی به نام یاران.با آهنگهای فوق العاده قصه باران و تصویر كه با شعرهای فوق الاده پاكسیما توسط اندی اجرا شد.آلبوم آخر اندی خلوت من نام گرفت. اندی در مصاحبه ای اعلام كرد: من دوست دارم مردم بدانند درخلوت من چه میگذرد.این آلبوم هم جزو عاشقانه ترین آلبومهای اندی قرارگرفت.از كمپانی آونگ و یك كمپانی امریكایی.اندی در این آلبوم نشان دادهنوز هم شور عشق در او هست.آهنگ چه خوشگل شدی به قدری بین مردم طرفدار پیدا كردكه فكر میكنم احتیاج به توضیح من نباشد.آهنگ التهاب,از یاد من نرفته,4 نوع میكس آهنگ ریحان,آهنگ تغییر داده شده تپلی به زبان ارمنی به نام مارال,آهنگ تغییر داده شده یالا به زبان اسپانیولی به نام بایلا,ودر نهایت آهنگی متفاوت با سبك كار اندی به نام برو.من خودم به عنوان طرفدار اندی این سبك را تا به حال در كار او نشنیده بودم.تمام كارهای او نشان میدهد كه همه چی خوب است من با دوست دخترم خوبم مشكلی نداریم ولی هیچ وقت آهنگهای اندی نشان دهنده این نبود كه به كسی بگوید:برو دیگه نمیخوامت اون هم خواننده ای مثل اندی.البته در ویدئوی این آهنگ ریشه هایی از سیاسی بودن نشان میدهد.اما اندی همیشه خود را از سیاست جدا كرده. آهنگ زیبای شقایق ,عشق و ایثار,تمام شعرها از پاكسیماو آهنگها از اندی,منوچهر چشم آذر,محمد مقدم و ........ بعد از این آلبوم اندی همراه با شینی و منصور كنسرت بزرگ و فراموش نشدنی در سالن بزرگ و زیبای گریك تیآتر اجرا كردند.اندی در این كنسرت پر نشاط تر و پر انرژی تر از قبل برای مردم برنامه اجرا كرد.زندگی عاشقانه اندی با حضور دوست دختر زیبای او سپری میشود.او هنوز هم عاشق است.او بار دیگر كنسرت دیگری با امید در پارك ارواین اجرا كرد كه آن هم با استقبال بی نظیر مردم روبه رو شد. اندی همیشه برای جوانها نصیحتی داشته:دوری از مواد مخدر,احترام به بزرگترها,درس خواندن,وبه تمام دخترها و پسرها همیشه وهمیشه گفته:با اونی كه دوستش دارین تا آخر بمونید.به هم وفادار باشین.اندی احساس دوست داشتن رو اینگونه توصیف كرده:صبح كه از خواب بلند میشوی احساس میكنی دنیا مال تو هست. دوست داری با كسی كه دوستش داری بری پارك,پیكنیك,به خاطر اون دختری كه دوستش داری حاضری همه دنیا رو به اون ببخشی.و شب كه میخوای بخوابی خوشحال از این احساسی كه دادی و گرفتی.اندی همیشه اززندگیش راضی بوده و هست.و همیشه به گفته خودش نیمه پر لیوان را نگاه میكند.اندی با خواننده های دیگر كشورمان هم كنسرت گذاشته.مثل ابی,شهرام كاشانی, مكابیز..............و كمك به خیلی ها كرده در این راه تا آنها هم وارد دنیای هنر شوند.مثل شینی,مكابیز,مهران.نگاهی به كارنامه هنری اندی بیندازیم او سیر صعودی فوق العاده ای را طی كرده است.

            

+ نوشته شده توسط بردیا در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت 2:24 |

 "تو افکار خود را خلق می کنی،افکارت خواست

 

 های تو را تحقق

 

می بخشند و خواست های تو واقعیت تو را به

 

وجود می آورند"


"Every Thing Is Good"

 


 

"خدایا!ای پناه بی پناهان!ای خدای بی کسان!

 

سکان زندگی خود را به دست های ایمن تو

 

می سپارم.مرا به هر جا که می خواهی

 

هدایت کن"


 "خودم را  می بخشم و سپس ادامه

می دهم"


 "در زندگی بر چیزهایی تمرکز می کنم که

 

واقعاً مهم هستند"

 

 

 

+ نوشته شده توسط بردیا در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت 1:53 |

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همین جاست بخند

 

دست خطی که تو را عاشق کرد

 

شوخی کاغذی ماست بخند

 

آدمک خر نشوی گریه کنی

 

کل دنیا سراب است بخند

 

آن خدایی که بزرگش خواندی

 

به خدا مثل تو تنهاست بخند

 

+ نوشته شده توسط بردیا در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت 1:46 |

باز مي خوام گريه كنم

اي دل چشمامو ياري كن

اشكامو جاري كن

بيا و كاري كن

ديگه چقدر تحمل

ديگه چقدر شكست

به انتظار فردا

تا كي بايد نشست


رفیق روزهای خوب

                رفیق خوب روزها

 

همیشه ماندگار من

                    همیشه در هنوزها

 

صدا بزن مرا شبی

              به غربتی که ساختی

 

به لحظه ای که عشق را

              بدون من شناختی

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط بردیا در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت 1:37 |